ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
6
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سلام ابرش اخته ( باصطلاح خواجه ) آنها را نظم و آرامش داد و مقرر نمود كه حقوق شش ماه به آنها داده شود گفته شد مامون تمام كارها و وظايف و مقامات او را بفرزندش عبد اللّه واگذار كرد و او برادر خود طلحه را بخراسان فرستاد كه جاى پدرش امير باشد . در آن زمان عبد اللّه در « رقه » لشكر زده بود كه با نصر بن شبث نبرد كند چون طلحه بخراسان رفت مأمون احمد بن ابى خالد را فرستاد كه پيشكار او باشد . احمد رسيد و بما وراء النهر لشكر كشيد و اشروسنه را گشود و كاوس بن خاراخره و فرزندش فضل را اسير كرد و هر دو را نزد مأمون فرستاد . ( افشين مشهور ) طلحه هم با حمد سه هزار هزار ( سه ميليون ) درهم و چيزهاى ديگر به قيمت دو هزار هزار درهم بخشيد و بابراهيم بن عباس منشى احمد هم پانصد هزار درهم داد . بيان وقايع اندلس در سال جارى در آن سال عبد الرحمن بن حكم لشكر و مردم « بصراة » را قتل عام نمود كه آن واقعه بنام « بالس » مشهور شد علت آن واقعه اين بود كه حكم پدر عبد الرحمن دانست كه حاكم آن ديار ربيع نام بر مردم غير مسلمان و تحت حمايت اسلام ستم نموده . حكم ربيع عامل خود را بدار كشيد . و چون حكم در گذشت مردم بر قتل ربيع آگاه شدند براى گرفتن اموال خود كه ربيع بيغما برده بود در شهر قرطبه تجمع كردند و گمان بردند كه اموال غارت شده آنها مسترد خواهد شد كه به زور و ستم ربوده شده . اهالى « بيره » بيشتر از سايرين اصرار و الحاح باسترداد اموال خود داشتند . عبد الرحمن كسانى نزد آنها فرستاد كه آنها را آرام و متقاعد كند . آنها نپذيرفتند و نمايندگان عبد الرحمن را طرد نمودند . گروهى از سپاهيان آنها را قصد و نبرد كردند . اهالى بيره كه مسلح بودند گريختند بسيارى از آنها بزارى و خوارى كشته شدند و بقيه تن بفرار دادند پس از فرار هم آنها را دنبال كردند و اغلب آنها كشته شدند .